Himalaya-The Podcast Player

4.8K Ratings
Open In App
title

Dorane Shokhoofayi | پادکست دوران شکوفایی

PersianBMS

2
Followers
1
Plays
Dorane Shokhoofayi | پادکست دوران شکوفایی

Dorane Shokhoofayi | پادکست دوران شکوفایی

PersianBMS

2
Followers
1
Plays
OVERVIEWEPISODESYOU MAY ALSO LIKE

Details

About Us

در این برنامه، درغالب نمایش رادیویی، با نگاهی به زندگی نگار که خود نوجوان است مسائل و مشکلات و دغدغه های نوجوانان مورد بحث و بررسی قرار گرفته و راه کارهای تازه و عملی پیشنهاد می‌شود.

Latest Episodes

دوران شکوفایی (۱) – آشنایی

راوی : اون روز عصر من و داداشم از زور بی حوصلگی دم درخونه روی جدول باغچه نشسته بودیم و کوچه رو تماشا می کردیم. که یه وانت جلوی خونه کناری آقای فتحی ایستاد. خیلی وقت بود که این خونه خالی بود و داشتند تعمیرات می کردند. بالاخره تعمیرات تموم شده بود و یکی اومده بود توی اون خونه زندگی کنه که از همینجا زندگی من…

18 MIN2018 MAR 26
Comments
دوران شکوفایی (۱) – آشنایی

دوران شکوفایی (۲) – دعوت هیجان انگیز

راوی: خیلی هیجان داشتم که با ندا دخترهمسایه جدیدمون که هفده هجده سالی داشت و پنج شش سالی از من بزرگتر بود دوست بشم، بخصوص که دختر خیلی خوشرو و مهربونی به نظر می رسید…

18 MIN2018 APR 2
Comments
دوران شکوفایی (۲) – دعوت هیجان انگیز

دوران شکوفایی (۳) – مطالعه مناجات

راوی: ندا برام تعریف کرد که اونم وقتی۱۲-۱۳ سالش بوده همین مشکلات رو داشته اما نگرانیها و اضطراباتش از بین رفته و خاطرات خوبی از نوجوونی براش مونده. خیلی برام جالب بود.

20 MIN2018 APR 9
Comments
دوران شکوفایی (۳) – مطالعه مناجات

دوران شکوفایی (۴) – معرفی طرح نوجوانان

راوی: وقتی با ندا مناجات و دعای دسته جمعی خوندیم و دیدم که چه تأثیر خوبی روی خودم و مامان و بابام و حتی سهراب گذاشت، پیش خودم فکر کردم کاش دایی مجید و زن دایی و باربد هم می تونستن دعا بخونن.

20 MIN2018 APR 16
Comments
دوران شکوفایی (۴) – معرفی طرح نوجوانان

دوران شکوفایی (۵) – داستان مریم

راوی : داشتم درباره گروه نوجوانان می گفتم. بعد از جلسه دعا، ندا یه جزوه کوچیک از تو کیفش در آورد و شروع کرد به معرفی طرح توان دهی نوجوانان که چی هست و چه هدفهایی داره.

19 MIN2018 APR 23
Comments
دوران شکوفایی (۵) – داستان مریم

دوران شکوفایی (۶) – غصه های مریم

نگار: خدا هم کمکمون می کنه. اگه دعا کنیم و ازش کمک بخوایم. مریم : من که می گم خدایی وجود نداره. اگه وجود داشت این همه بدبختی و بی عدالتی همه جا رو نگرفته بود.

20 MIN2018 APR 30
Comments
دوران شکوفایی (۶) – غصه های مریم

دوران شکوفایی (۷) – داستان سمانه

سمانه از همکلاسی های من و مریم بود، دختر بدی نبود، اما زیاد اهل درس خوندن هم نبود، هرچند همیشه به قول معروف گلیم خودش رو از آب بیرون می کشید. نمی دونم پدرش چی کاره بود، اما وضع مالی شون خیلی خوب بود…

20 MIN2018 MAY 7
Comments
دوران شکوفایی (۷) – داستان سمانه

دوران شکوفایی (۸) – یک گفتگوی دخترانه درباره دوستی

نگار: نداجون من همیشه فکر کردم که دوست شدن با پسرا کار بدیه و یه دختر خوب هیچ وقت با پسرا دوست نمی شه یعنی دوست پسر داشتن به نظر تو اشکالی نداره؟ ندا : وقتی تو می گی دوست . . .

16 MIN2018 MAY 14
Comments
دوران شکوفایی (۸) – یک گفتگوی دخترانه درباره دوستی

دوران شکوفایی (۹) – عشق و عاشقی

ندا : حالا به نظر شما نمی شه با یه پسر دوست باشیم تا با هم یاد بگیریم، به رشد هم کمک کنیم، در شادی و غم پشتیبان هم باشیم، به هم اهمیت بدیم و به هم احترام بزاریم؟ نگار: من و مریم معتقد بودیم که نه، چون در این صورت پای یه چیزای دیگه ای مثل عشق و عاشقی به میون میاد. اینجا بود که صحبت مون به مفهوم عشق رسید. . .

18 MIN2018 MAY 21
Comments
دوران شکوفایی (۹) – عشق و عاشقی

دوران شکوفایی (۱۰) – معدن الهی

ندا: توانایی های روحانی یعنی توانایی هایی که مخصوص روح انسانه: مثل توانایی محبت کردن، خدمت کردن، از خود گذشتن، پاکی و نجابت داشتن، صبور بودن، شجاعت داشتن و . . . نگار: هنوز داشتم درباره حرفای اون روزمون فکر می کردم که رسیدم به درخونه مریم اینا. همه اومده بودن، حتی ندا هم زودتر از من رسیده بود. . .

19 MIN2018 MAY 28
Comments
دوران شکوفایی (۱۰) – معدن الهی

Latest Episodes

دوران شکوفایی (۱) – آشنایی

راوی : اون روز عصر من و داداشم از زور بی حوصلگی دم درخونه روی جدول باغچه نشسته بودیم و کوچه رو تماشا می کردیم. که یه وانت جلوی خونه کناری آقای فتحی ایستاد. خیلی وقت بود که این خونه خالی بود و داشتند تعمیرات می کردند. بالاخره تعمیرات تموم شده بود و یکی اومده بود توی اون خونه زندگی کنه که از همینجا زندگی من…

18 MIN2018 MAR 26
Comments
دوران شکوفایی (۱) – آشنایی

دوران شکوفایی (۲) – دعوت هیجان انگیز

راوی: خیلی هیجان داشتم که با ندا دخترهمسایه جدیدمون که هفده هجده سالی داشت و پنج شش سالی از من بزرگتر بود دوست بشم، بخصوص که دختر خیلی خوشرو و مهربونی به نظر می رسید…

18 MIN2018 APR 2
Comments
دوران شکوفایی (۲) – دعوت هیجان انگیز

دوران شکوفایی (۳) – مطالعه مناجات

راوی: ندا برام تعریف کرد که اونم وقتی۱۲-۱۳ سالش بوده همین مشکلات رو داشته اما نگرانیها و اضطراباتش از بین رفته و خاطرات خوبی از نوجوونی براش مونده. خیلی برام جالب بود.

20 MIN2018 APR 9
Comments
دوران شکوفایی (۳) – مطالعه مناجات

دوران شکوفایی (۴) – معرفی طرح نوجوانان

راوی: وقتی با ندا مناجات و دعای دسته جمعی خوندیم و دیدم که چه تأثیر خوبی روی خودم و مامان و بابام و حتی سهراب گذاشت، پیش خودم فکر کردم کاش دایی مجید و زن دایی و باربد هم می تونستن دعا بخونن.

20 MIN2018 APR 16
Comments
دوران شکوفایی (۴) – معرفی طرح نوجوانان

دوران شکوفایی (۵) – داستان مریم

راوی : داشتم درباره گروه نوجوانان می گفتم. بعد از جلسه دعا، ندا یه جزوه کوچیک از تو کیفش در آورد و شروع کرد به معرفی طرح توان دهی نوجوانان که چی هست و چه هدفهایی داره.

19 MIN2018 APR 23
Comments
دوران شکوفایی (۵) – داستان مریم

دوران شکوفایی (۶) – غصه های مریم

نگار: خدا هم کمکمون می کنه. اگه دعا کنیم و ازش کمک بخوایم. مریم : من که می گم خدایی وجود نداره. اگه وجود داشت این همه بدبختی و بی عدالتی همه جا رو نگرفته بود.

20 MIN2018 APR 30
Comments
دوران شکوفایی (۶) – غصه های مریم

دوران شکوفایی (۷) – داستان سمانه

سمانه از همکلاسی های من و مریم بود، دختر بدی نبود، اما زیاد اهل درس خوندن هم نبود، هرچند همیشه به قول معروف گلیم خودش رو از آب بیرون می کشید. نمی دونم پدرش چی کاره بود، اما وضع مالی شون خیلی خوب بود…

20 MIN2018 MAY 7
Comments
دوران شکوفایی (۷) – داستان سمانه

دوران شکوفایی (۸) – یک گفتگوی دخترانه درباره دوستی

نگار: نداجون من همیشه فکر کردم که دوست شدن با پسرا کار بدیه و یه دختر خوب هیچ وقت با پسرا دوست نمی شه یعنی دوست پسر داشتن به نظر تو اشکالی نداره؟ ندا : وقتی تو می گی دوست . . .

16 MIN2018 MAY 14
Comments
دوران شکوفایی (۸) – یک گفتگوی دخترانه درباره دوستی

دوران شکوفایی (۹) – عشق و عاشقی

ندا : حالا به نظر شما نمی شه با یه پسر دوست باشیم تا با هم یاد بگیریم، به رشد هم کمک کنیم، در شادی و غم پشتیبان هم باشیم، به هم اهمیت بدیم و به هم احترام بزاریم؟ نگار: من و مریم معتقد بودیم که نه، چون در این صورت پای یه چیزای دیگه ای مثل عشق و عاشقی به میون میاد. اینجا بود که صحبت مون به مفهوم عشق رسید. . .

18 MIN2018 MAY 21
Comments
دوران شکوفایی (۹) – عشق و عاشقی

دوران شکوفایی (۱۰) – معدن الهی

ندا: توانایی های روحانی یعنی توانایی هایی که مخصوص روح انسانه: مثل توانایی محبت کردن، خدمت کردن، از خود گذشتن، پاکی و نجابت داشتن، صبور بودن، شجاعت داشتن و . . . نگار: هنوز داشتم درباره حرفای اون روزمون فکر می کردم که رسیدم به درخونه مریم اینا. همه اومده بودن، حتی ندا هم زودتر از من رسیده بود. . .

19 MIN2018 MAY 28
Comments
دوران شکوفایی (۱۰) – معدن الهی
hmly
Welcome to Himalaya LearningDozens of podcourses featuring over 100 experts are waiting for you.